السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
155
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
نيافتيم . همانطور كه نه شافعى تصريح بر صحّت آن به خصوص كرده و نه ديگران . اين غفلت و اشتباه ، چرا ؟ و اين خروج از قاعدهى مقرّره چرا ؟ ! و آيا اينگونه روايات كه در فضائل ديگران وارد شده است ، مىتوانند در ردّ فضايل اميرالمؤمنين استوارى داشته باشند ؟ 5 - روايتى كه سندى نداشته باشد ، توجّهى به آن نمىشود دهلوى به ايرادى كه به ابوبكر گرفته شده در مورد تخلّف او از لشكر اسامه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده بود : « خداوند هر كس را كه از لشكر اسامه تخلف ورزد لعنت كرده است . » پاسخ مىدهد و چنين گويد : حديث معتبردرنزداهل سنّت ، حديثىاست كه دركتب مستند حديثىآمدهو حكم به صحّت آن شدهباشد . امّاحديثىكه عارى ازسند است ، هيچگاه به آن توجّهى نمىشود . « 1 » بر مبناى همين قاعده ، حديث شافعى در كتابهاى مُسندى كه بدينگونه باشد ، وجود ندارد . لذا قابل استناد نيست ؛ زيرا مرسل است و سندى ندارد . و هر حديثى كه سندش ذكر نشده باشد ، به تعبير دهلوى غيرقابل توجّه است . در اينصورت اين سخن كه بگوييم : « شافعى آن را به سندش از پيامبر نقل كرده است » كفايت نمىكند ، مخصوصاً كه كتابى كه وى آن حديث را در آن كتاب روايت كرده ، شناخته شده نيست . 6 - احتجاج به آن جايز نيست دهلوى در كتاب « تحفه » اش نوشته كه خود را ملتزم مىداند كه در اين كتاب ، فقط از كتب شيعه نقل كند كه مستند به روايات صحيحهشان باشد كه در كتابهاى معتبرهشان نقل مىكنند « 2 » و اينكه روايات هر فرقهاى از فرق اسلامى ، براى فرقهاى ديگر حجّت و معتبر نيست . « 3 »
--> ( 1 ) . همان : 266 . ( 2 ) . همان : مقدّمه . ( 3 ) . همان .